تبليغاتX
دانلودکتاب,عکس,مداحی وموضوعات امام زمان - آيا در زمان غيبت همه شيعيان دچار شكّ و ترديد مى شو
دانلودکتاب,عکس,مداحی وموضوعات امام زمان
o الهم عجل الولیک الفرج
خانه آرشیو عناوین مطالب وبلاگ RSS
آيا در زمان غيبت همه شيعيان دچار شكّ و ترديد مى شو

آيا در زمان غيبت همه شيعيان دچار شكّ و ترديد مى شوند؟

اينك در اين جا سؤالى مطرح است و آن اين كه آيا به واسطه طولانى شدن غيبت امام عصر(عليه السلام) همه شيعيان دچار شكّ و ترديد نسبت به آن حضرت مى شوند؟

در پاسخ اين پرسش بايد بگوييم: چنانكه از روايات پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمه معصومين(عليهم السلام) استفاده مى شود، چنين نيست كه تمام شيعيان دچار شكّ و ترديد شوند. زيرا شواهد تاريخى نيز نشان مى دهد كه معمولا در مسايل اعتقادى و ايمان به خدا و پيامبران الهى، گر چه در مواردى تعداد زيادى از دين و اعتقادات صحيح منحرف مى شدند، لكن چنين نيست كه به طور كلّى در همه افراد، ارتداد حاصل شود و همگان به انحراف كشيده شوند; بلكه هميشه عدّه اى ـ اگر چه اندكى از آنها ـ بر دين و اعتقادات صحيح باقى مى مانند.

قرآن كريم اين حقيقت را در ماجراى طالوت و جالوت بيان مى كند و مى فرمايد:

(فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَر فمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنّي وَمَن لَمْ يَطْعَمهُ فَإنَّه مِنّي إِلاّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرفَةً بِيدِهِ فَشرِبُوا مِنْهُ إِلاّ قَليلا مِنْهُمْ فَلَمّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قالوا لاطَاقَةَ لَنا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظنُّونَ أَنَّهُم مُلاقُوا اللّهِ كَمْ مِن فِئَة قَليلَة غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرةً بِإذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابرِينَ * وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرنا عَلَى الْقَومِ الكَافِرِينَ * فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللّهِ وقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتاهُ اللّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ وَلَوْلا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُم بِبَعض لَفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلِكنَّ اللّهَ ذُوفَضْل عَلَى الْعالَمِينَ).( [55] )

«هنگامى كه طالوت سپاهش را با خود برد، به آنان گفت: خداوند شما را به وسيله نهر آبى آزمايش مى كند; هر كس از آن بنوشد، از من نيست و هر كس جز يك پيمانه ننوشد، از من است كه جز عدّه كمى همه از آن نهر نوشيدند. آن گاه افرادى كه از بوته آزمايش به سلامتى بيرون آمدند، وقتى از نهر گذشتند از كمى افراد و نفرات خود ناراحت شدند و گفتند: «ما توانايى مقابله با نيروهاى جالوت را نداريم».

آنان كه مى دانند خدا را ملاقات خواهند كرد، با قدرت ايمان و تكيه بر يارى خداوند گفتند: «چه بسيار گروه هاى كوچكى كه به فرمان و يارى خدا بر گروه هاى بزرگ و عظيمِ دشمن غلبه يافتند و پيروز گرديدند. زيرا خداوند با صبر پيشگان است».

سپس همان گروه اندك، امّا با ايمان، در مقابل سپاهيان انبوه جالوت به استقامت پرداختند و گفتند: «پروردگارا! پيمانه صبر و استقامت را بر ما فرو ريز و ما را در مقابل دشمن ثابت قدم دار و ما را بر كافران، ظفر و پيروزى عنايت فرما».

آن ها به فرمان خدا سپاه دشمن را به هزيمت و فرار واداشتند و داود، جالوت را كشت و خداوند، حكومت و دانش را به وى بخشيد و آنچه خواست به او تعليم داد. و اگر خدا بعضى از مردم را به وسيله بعضى ديگر، دفع نمى كرد، زمين پر از تباهى و فساد مى شد، لكن خداوند نسبت به جهانيان لطف و احسان مى نمايد».

با توجه به مفهوم آيات كريمه و روايات اهل بيت(عليهم السلام) جواب پرسش فوق بيشتر روشن مى شود. زيرا درست است كه طولانى شدن غيبت، در روحيه و افكار و احياناً اعتقادات مردم تأثير مى گذارد، لكن موجب نمى شود كه تمام معتقدين به امامت امام غايب(عليه السلام) در عقيده و اعتقاد خود سست شوند، بلكه مؤمنين و معتقدينى هم وجود دارند كه امتداد غيبت، ذرّه اى در ايمان راسخ آنان خلل وارد نمى كند چنانكه احاديث فراوانى نيز مؤيّد اين معناست كه نمونه اى از آنها را ذكر مى كنيم:

عن أبي عبد اللّه(عليه السلام) قال: «أقرب ما يكون العباد من اللّه عزّوجلّ و أرضى ما يكون عنهم إذا افتقدوا حجّة اللّه عزّوجلّ، فلم يظهر لهم و لم يعلموا بمكانه، و هم في ذلك يعلمون أنّه لم تبطل حجج اللّه ]عنهم و بيّناته [فعندها فتوقّعوا الفرج صباحاً و مساءً، وإنّ أشدَّ ما يكون غضب اللّه تعالى على أعدائه إذا افتقدوا حجّة اللّه فلم يظهر لهم، و قد علم أنّ اوليائَه لايرتابون، ولو علم أنّهم يرتابون لما غيّب عنهم حجّته طرفة عين، ولايكون ذلك إلا على رأس شرار الناس».( [56] )

«از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است كه فرمودند: «بهترين زمان قرب بندگان به خدا و بهترين زمان رضايت و خشنودى خداوند از آن ها، زمانى است كه آن ها حجت خدا را در ميان خود نيابند و مكان وى را ندانند و در عين حال، مى دانند كه حجت و برهان خداوند باطل نمى شود. و زمين از حجت خالى نمى ماند). در اين هنگام است كه بايد شما شيعيان هر صبح و شام، منتظر فرج امام(عليه السلام)باشيد. شديدترين زمان غضب خدا بر دشمنانش نيز، زمان غيبت حجت او است. خداوند مى داند كه بندگان واقعى وى به جهت غيبت حُجّتش، دچار شكّ و ترديد نمى شوند. زيرا اگر چنين بود، خدا لحظه اى حجت خود را از بندگانش غايب نمى فرمود و اين امر (مسئله غيبت) نمى باشد مگر به خاطر شريرترين افراد مردم».

 



[1] ـ كافى، ج 2، ص 20.

[2] ـ همان، ج 1، ص 377.

[3] ـ سوره حديد، آيه 25.

[4] ـ (هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدى وَدينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ) سوره توبه، آيه 33

[5] ـ ينابيع المودة، ص 447; الزام الناصب، ج 1، ص 187; غاية المرام، ص 43 ح 692.

[6] ـ سوره توبه، آيه 33.

«او كسى است كه پيامبر را با هدايت و دين درست، فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند، هر چند مشركان خوش نداشته باشند».

[7] ـ فقال: واللّه، ما أنزل تأويلها بعد، قلت: جعلّت فداك، و متى ينزل؟ قال: حتّى يقوم القائم إن شاء اللّه، فإذا خرج القائم لم يبق كافر و لا مشرك إلاّ كره خروجه، حتّى لوكان كافر أو مشرك في بطن صخرة لقالت الصّخرة: يا مؤمن، في بطني كافر أو مشرك فاقتله، قال فينحيّه اللّه فيقتله».; بحارالانوار، ج 51، ص 60.

[8] ـ بحارالانوار، ج 51، ص 148.

[9] ـ جمال الاسبوع، سيد بن طاووس، ص 521، به نقل از مكيال المكارم، ج 2، ص 80.

[10] ـ «خداوندا! به وسيله او بلادت را آباد و بندگانت را زنده گردان»; مفاتيح الجنان، دعاى عهد.

[11] ـ سوره طه، آيه 50.

[12] ـ سوره بقره آيات 129 ـ 151 و سوره جمعه آيه 2.

[13] ـ سوره سجده، آيه 24.

[14] ـ تفسير برهان، ج 3، ص 289.

[15] ـ سوره احزاب، آيه 21.

[16] ـ اشاره به آيه شريفه (إنّ اللّه لا يغيّر ما بقوم حتّى يغيّروا ما بأنفسهم)

سوره رعد، آيه 11.

[17] ـ سوره آل عمران، آيه 31.

[18] ـ براى اطلاع بيشتر در اين زمينه به قرآن و تفاسير مراجعه شود.

[19] ـ بحارالانوار، ج 52، ص 90.

[20] ـ «و زمين به نور پروردگارش روشن گردد». سوره زمر، آيه 69.

[21] ـ قال: ربّ الأرض يعني: إمام الأرض.

قلت: فإذا خرج يكون ماذا؟ قال: إذاً يستغنى الناس عن ضوء الشمس و نور القمر و يجتزون بنور الإمام

تفسير برهان، ج 4، ص 87.

[22] ـ سوره انشقاق، آيه 19.

[23] ـ كمال الدين، ج 2، ص 480، ح 6.

[24] ـ بحارالانوار، ج 52، ص 91، ح 4.

[25] ـ بحارالانوار، ج 52، ص 91، ح 4.

[26] ـ سوره نساء، آيه 157.

[27] ـ سوره هود، آيه 37.

[28] ـ كمال الدين، ص 352; بحارالانوار، ج 51، ص 219، ح 9، البته اين روايت طولانى است و در اينجا ترجمه قسمتى از آن را ذكر كرديم.

[29] ـ عن سعيد بن جبير قال: سمعت سيّد العابدين علي بن الحسين(عليهما السلام) يقول: «في القائم  منّا سنن من سنن الأنبيا(عليهم السلام); سنّة من آدم و سنّة من نوح و سنّة من إبراهيم، و سنّة من موسى و سنّة من عيسى و سنّة من أيّوب و سنّة من محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم).

فأمّا من آدم و من نوح فطول العمر، و أمّا من إبراهيم فخفاء الولادة و اعتزال الناس، و أما من موسى فالخوف و الغيبة، و أمّا من عيسى فاختلاف الناس فيه، و أمّا من أيّوب فالفرج بعد البلوى، و أمّا من محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) فالخروج بالسيف».

بحارالانوار، ج 51، ص 217، ح 4.

[30] ـ كمال الدين، ص 135.

[31] ـ نهج البلاغه، خطبه 150.

[32] ـ زيارت آل ياسين.

[33] ـ سوره شعرا، آيه 21.

[34] ـ كمال الدين، ص 342.

[35] ـ همان، ص 343; بحارالانوار، ج 52، ص 97، ح 18.

[36] ـ سوره آل عمران، آيه 54.

[37] ـ منتهى الآمال، ص 281.

[38] ـ اصول كافى، ج 1، ص 179، ح 10.

[39] ـ سوره زمر، آيه 69.

[40] ـ اشاره به آيه شريفه «لايتّخذ المؤمنون الكافرين أولياء من دون المؤمنين و من يفعل ذلك فليس من اللّه في شيء إلاّ أن تتّقوا منهم تقية; مؤمنين با كافرين پيوند دوستى برقرار نكنند . . . مگر در صورتى كه خوف و ترس از ناحيه دشمن آنان را تهديد كند. و غالب مفسّرين از اين آيه اصل تقيّه را استفاده كرده اند» مى باشد.

سوره آل عمران، آيه 28.

[41] ـ اصول كافى، ج 1، ص 342.

[42] ـ سوره انبيا، آيه 105.

[43] ـ نهج البلاغه، حكمت 147.

[44] ـ شرح نهج البلاغه، ج 18، ص 351.

[45] ـ درباره صدور اين روايات و بحث و بررسى آنها دانشمندان بزرگ شيعه كتاب هاى زيادى را نوشته اند. در اين باره به كتاب ارزشمند «الذريعه، ج 10» مراجعه كنيد.

[46] ـ سوره ص، آيه 26.

[47] ـ شرح اين ماجرا را بايد از كتب مفصّلى كه در اين موضوع نوشته شده جستجو كرد. به كتاب عبقات الانوار، مير حامد حسين هندى(رحمه الله) و بحارالانوار، علاّمه مجلسى(رحمه الله) و ساير كتب مربوطه مراجعه شود.

[48] ـ نهج البلاغه صبحى صالح، حكمت 190; شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 18، ص 416، حكمت 185.

[49] ـ سوره مُلك، آيه 2.

[50] ـ كمال الدين، ص 288، ح 8.

[51] ـ سوره آل عمران، آيه 141.

[52] ـ كمال الدين، ص 287، ح 7.

[53] ـ اصول كافى، ج 1، 335، ح 1; كمال الدين، ص 346.

[54] ـ كمال الدين، ص 353 و 354.

[55] ـ سوره بقره، آيات 249 ـ 251.

[56] ـ كمال الدين، ص 337، ح 10



moontaazerin.blogfa.com & Designer: GholamReza Sedaghati