تبليغاتX
دانلودکتاب,عکس,مداحی وموضوعات امام زمان - 2 ـ همگونى غيبت حضرت مهدى(عليه السلام)با غيبت انبي
دانلودکتاب,عکس,مداحی وموضوعات امام زمان
o الهم عجل الولیک الفرج
خانه آرشیو عناوین مطالب وبلاگ RSS
2 ـ همگونى غيبت حضرت مهدى(عليه السلام)با غيبت انبي

2 ـ همگونى غيبت حضرت مهدى(عليه السلام)

با غيبت انبياى گذشته

در مورد همگونى غيبت حضرت مهدى(عليه السلام) با غيبت انبيا(عليهم السلام)، علل و حكمت هايى در روايات بيان شده است كه با توجه به آن، قسمتى از اسرار غيبت روشن مى شود. به چند روايت در اين زمينه، اشاره مى كنيم.

1 ـ سدير صيرفى مى گويد: با مفضّل و ابو بصير و ابان بن تغلب خدمت امام صادق(عليه السلام) شرفياب شديم. آن حضرت بر روى خاك نشسته بود و لباسى خيبرى بر تن داشت و همچون مادرى فرزند مرده، گريه مى كرد و حزن و اندوه، سراسر وجود حضرت را فرا گرفته بود و در حالى كه اشك هايش جارى شده بود مى فرمود:

«سيّدي غيبتك نَفَتْ رُقادي، وضيّقت علىّ مهادي، وابتزّت منّي راحة فؤادي، سيّدي غيبتك أوصلت مصابي بفجايع الأبد».

«اى آقاى من! غيبت تو خواب را از ديدگان من سلب نموده و زندگانى را بر من تنگ كرده و آرامش قلبم را از من گرفته است. اى آقاى من! غيبت تو، مصائب و اندوه مرا براى هميشه درد آور نموده است».

آن قدر حضرت صادق(عليه السلام) درباره طولانى شدن غيبت حضرت مهدى(عليه السلام) سخن گفت كه عقل از سر ما پريد و قلبمان شكست. به آن حضرت عرض كرديم: اى فرزند بهترين انسان ها! چرا اين قدر گريان و اندوهناك هستيد؟

حضرت صادق(عليه السلام) در حالى كه نفسى عميق و سوزناك كشيد، فرمود:

«امروز صبح به كتاب «جفر» نگاه كردم و در كيفيّت تولد و غيبت طولانى قائم(عليه السلام) و گرفتارى مؤمنان و ترديدهايى كه به واسطه طولانى شدن غيبت در آنان پيدا مى شود و اكثر آن ها از دينشان بر مى گردند، تأمّل كردم; رقّت، قلبم را فرا گرفت و غم و اندوه بر من چيره گشت».

از حضرت صادق(عليه السلام) تقاضا كرديم كه ما را مورد عنايت و تفضّل قرار داده و در جريان مسايل مربوط به غيبت آن حضرت قرار دهد.

حضرت صادق(عليه السلام) در پاسخ فرمود:

«خداوند متعال در قائم ما، سه سنّت از سه پيامبر قرار داده است; تولّد آن حضرت را مانند تولد حضرت موسى(عليه السلام) و غيبت او را مانند غيبت حضرت عيسى(عليه السلام) و طول عمر آن جناب را مانند طول عمر حضرت نوح مقرّر فرموده است. سپس عمر بنده صالح خدا، خضر(عليه السلام)، را دليل بر طول عمر حضرت مهدى(عليه السلام)قرار داده است».

از حضرت صادق(عليه السلام) توضيح خواستيم. حضرت فرمودند:

«در مورد تولّد موسى(عليه السلام)، چون فرعون دريافته بود كه زوال ملك و سلطنت وى به دست موسى خواهد بود، دستور داد كه كاهنان در حضورش جمع شده و او را از نَسَب موسى(عليه السلام)باخبر نمايند. آنان نيز خواسته فرعون را بر آوردند و گفتند موسى از بنى اسرائيل است. لذا فرعون دستور داد تا شكم زنان حامله را دريدند و بيش از هزار مولود از بنى اسرائيل را كشتند; ولى به موسى(عليه السلام) كه در حفظ و حمايت خداوند متعال به سر مى برد، دست نيافتند».

آنگاه امام صادق(عليه السلام) فرمودند:

«همچنين بنى اميّه و بنى عبّاس، چون با خبر شدند كه زوال و پايان سلطنت آن ها و ساير ملوك و جبابره آنان بر دست قائم اهل بيت(عليهم السلام)خواهد بود، به عداوت و دشمنى با اهل بيت(عليهم السلام)برخاسته و قتل و كشتار اهل بيت پيامبر(عليهم السلام)را شروع كردند تا شايد بتوانند به كشتن حضرت مهدى(عليه السلام)دست يابند; لكن خداوند مانع شد كه ستمگران از آن حضرت با خبر شوند، تا نور ـ امامت ـ را به پايان برساند; گر چه مشركين كراهت داشته باشند».

و امّا  در مورد غيبت حضرت عيسى(عليه السلام) يهود و نصارا گفتند كه عيسى كشته شد. لكن خداوند آنان را تكذيب نمود و فرمود: «وَما قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوُه وَلكِن شُبِّهَ لَهُمْ( [26] ); نه او را كشتند و نه بر دار آويختند ولكن امر بر آنها مشتبه گرديد». همين طور است غيبت قائم(عليه السلام). زيرا امّت به واسطه طولانى شدنش آن را انكار مى كنند».

امّا راجع به طولانى شدن عمر نوح(عليه السلام)، امام صادق(عليه السلام) فرمودند:

«وقتى نوح(عليه السلام) براى قوم خود درخواست عذاب نمود، خداوند جبرئيل را با هفت هسته خرما فرستاد و او را مأمور به كاشتن آنها نمود و براى وى پيغام فرستاد كه من بندگانم را هلاك نمى كنم مگر بعد از اتمام حجت بر آنان و تو صبر و تحمّل را پيشه كن و آنان را به سوى من دعوت كن كه ثواب و پاداش تو را عطا خواهم كرد. اين آزمايش الهى به قدرى طولانى شد كه عده بسيارى از دين خدا برگشتند، تا جايى كه فقط هفتاد و دو نفر از امت حضرت نوح بر دين آن حضرت ثابت ماندند.

بدين وسيله آزمايش الهى تحقّق يافت و كسانى كه در معرض انحراف و نفاق بودند، از مؤمنان حقيقى جدا شدند. آن گاه خداوند به نوح(عليه السلام)دستور ساختن كشتى را داد و فرمود:

«وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا( [27] ); اى نوح! كشتى را در حضور ما و به فرمان ما بساز».

آن گاه امام صادق(عليه السلام) فرمودند: برنامه غيبت قائم(عليه السلام) نيز چنين است. زيرا به قدرى طولانى مى شود كه براى بسيارى از شيعيانى كه داراى نفاق هستند، ارتداد حاصل مى شود و مؤمنان خالص از ديگران جدا مى گردند.

امّا طولانى شدن عمر بنده صالح خدا، خضر(عليه السلام)، نه به نبوّت و امامت اوست; بلكه چون خداوند عمرى طولانى براى حضرت مهدى(عليه السلام)مقدّر نمود و مى دانست كه طولانى شدن غيبت آن حضرت، موجب انكار مى شود، عمر خضر را طولانى گردانيد تا بدين وسيله، بر طولانى شدن عمر حضرت مهدى(عليه السلام)استدلال شود و حجت خدا بر منكران آن حضرت تمام گردد».( [28] )

در اين روايت، امام صادق(عليه السلام) بعضى از علل و حكمت هايى را كه موجب غيبت شده است، بيان فرمودند كه با توجه به آن، بعضى از اسرار غيبت براى ما روشن مى گردد.

2 ـ سعيد بن جبير مى گويد: از سيدالعابدين على بن الحسين(عليهما السلام)شنيدم كه مى فرمود:

در قائم ما سنّت هايى از انبيا است; سنّتى از آدم و سنّتى از نوح و سنّتى از ابراهيم و سنّتى از موسى و سنّتى از عيسى و سنّتى از ايّوب و سنّتى از حضرت محمد(صلى الله عليه وآله وسلم). امّا سنّتى كه از آدم و نوح در آن حضرت است، طول عمر است. سنّتى كه از ابراهيم است، مخفى بودن ولادت و كناره گيرى از مردم است. سنّتى كه از موسى است، ترس و غيبت است. سنّتى كه از عيسى در اوست، اختلاف مردم درباره او است. سنّتى كه از ايوب است، رسيدن فَرَج بعد از گرفتارى است و سنّتى كه از محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)است، قيام و خروج به شمشير است».( [29] )

 

نتيجه

با توجه به تشابه و همگونى علل و اسباب غيبت امام زمان(عليه السلام) با علل و اسباب غيبت بعضى از پيامبران خدا، چنين نتيجه مى گيريم كه همان طورى كه با روى كار آمدن ستمگران در امم گذشته، اسباب غيبت و اختفاى عدّه اى از پيامبران خدا فراهم شد، براى حضرت مهدى(عليه السلام) نيز در امّت اسلام، اسباب غيبت مهيّا گرديده است چنانكه اين معنى را مرحوم صدوق از امام صادق(عليه السلام) چنين نقل مى كند:

«حضرت نوح(عليه السلام) هنگام فرا رسيدن مرگش شيعيان خود را فرا خواند و به آنان فرمود كه بدانيد كه بعد از من با غيبتى روبرو مى گرديد كه طواغيت و ستمگران در آن ظاهر مى شوند; لكن خداوند متعال، سرانجام شما را به واسطه فرزندم هود كه از هر جهت به من شباهت دارد، نجات مى دهد و دشمنان شما را در هنگام ظهورش هلاك مى كند.

 لذا پيروان نوح(عليه السلام) پيوسته درانتظار مقدم حضرت هود(عليه السلام) به سر مى بردند و منتظر ظهورش بودند».( [30] )

آرى! در امّت اسلام بعد از آن كه مسلمانان سفارشات اكيد پيامبر را در مورد خلافت و امامت على(عليه السلام) و فرزندان معصوم آن حضرت ناديده گرفتند، منافقان ظاهر شدند و قدرت اسلام را كه مرهون زحمات صادقانه پيامبر اكرم و از خود گذشتگى هاى حضرت على(عليه السلام) بود، در دست گرفتند و از همان آغاز كار، به جاى قدردانى از پيامبر اكرم و اميرالمؤمنين(عليهما السلام)بناى اذيّت و آزار اهل بيت(عليهم السلام)را گذاشتند. در نتيجه در اندك زمانى مقدمات شهادت دخت گرامى پيامبر، حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام)، و خانه نشينى حضرت على(عليه السلام)فراهم گرديد و خطّ انحراف از اسلام كه توسّط طواغيت و ستمگران به وجود آمده بود ادامه يافت و خلفا و جانشينان راستين پيامبر اسلام، يكى پس از ديگرى به دست اشقيا به شهادت رسيدند و سرانجام با شهادت يازدهمين پيشواى معصوم پس از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)مسئله غيبت حضرت مهدى(عليه السلام) رخ داد و دنياى اسلام و بشريّت، از ديدار جمال آشكار آخرين وصىّ پيامبر محروم گشت.

در پايان اين بحث، جملاتى از كلام اميرالمؤمنين(عليه السلام) را كه با موضوع بحث ما نيز مناسب است مى آوريم.

آن حضرت در پيشگويى اى درباره حضرت مهدى(عليه السلام) مى فرمايد:

«. . . يا قوم، هذا إبّان ورود كلّ موعود، ودنوٍّ من طلعة ما لا تعرفون، ألا و إنّ من أدركها منّا يسري فيها بسراج منير، و يحذو فيها على مثال الصالحين ليَحُلِّ فيها ربقاً و يعتق فيها رقّاً، و يصدع شعباً و يشعب صدعاً، في سُترة عن الناس، لا يبصر القائف أثره و لو تابع نظره . . .»( [31] )

«اى مردم! اكنون هنگام فرا رسيدن فتنه هايى است كه به شما وعده داده شد و نزديك است برخورد شما با رويدادهايى كه حقيقت آن براى شما مبهم و ناشناخته است. بدانيد كه هر كس از ما اهل بيت (مهدى موعود منتظر(عليه السلام)) آن روزگار را درك كند، با مشعل فروزان هدايت حركت مى كند و به سيره و روش پاكان و نيكان (پيامبر و امامان معصوم(عليهم السلام)) رفتار مى نمايد، تا اين كه در آن گير و دارها گره ها را بگشايد و بردگانِ در بند و اسير را از بردگى و اسارت نجات بخشد و جمعيت باطل را متلاشى نمايد و حق طلبان را با هم جمع نمايد.

اين رهبر (مدّت هاى طولانى) درخفا و پنهانى از مردم به سر مى برد و هر چند كوشش كنند تا اثرى از او بيابند، ردّ پايش نيابند.

در اين هنگام گروهى از مؤمنان براى در هم كوبيدن فتنه ها آماده مى شوند همچون آماده شدن شمشير كه در دست آهنگر صيقل زده شده. آنها كسانى هستند كه چشمانشان به نور قرآن جلا گيرد و موج تفسير قرآن در گوش دلشان طنين انداز شود و در شامگاهان و صبحگاهان جانشان از چشمه حكمت و معارف الهى سيراب گردد».

همان گونه كه ملاحظه نموديد، حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام)جرياناتى را كه در صدر اسلام واقع شده است، مقدمه فتنه هاى آينده و غيبت دردناك حضرت مهدى(عليه السلام) معرفى نموده اند; آن گاه با بشارت فرا رسيدن روزگارى پر شكوه، دل هاى غم زده را شاد و اميدوار فرموده اند.

«اللهم اجعلني من أنصاره وأعـوانه وأتـباعه وشيعته، وأرني في

آل محمّد(عليهم السلام) ما يأملون، وفي عدوّهم مايحذرون، إله الحقّ

آمين يا ذاالجلال والإكرام يا أرحم الراحمين».( [32] )



moontaazerin.blogfa.com & Designer: GholamReza Sedaghati